افقهای جدید در درمان پسوریازیس: تعدیل میکروبیوم روده
پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی تهران در یک پیشرفت علمی قانعکننده که ممکن است نحوه درک و درمان یکی از شایعترین بیماریهای مزمن پوستی در جهان را برای پزشکان متحول کند، با بیان کردن ارتباط دقیق بین میکروبیوم روده و پسوریازیس امکانات درمانی نوآورانهای را بر اساس تعدیل باکتریهای روده تشریح کردهاند.
به گزارش علمخوان، پسوریازیس، یک بیماری التهابی خودایمنی پوستی که میلیونها نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار میدهد، مدتهاست که عمدتاً از طریق عوامل موضعی، تعدیلکنندههای سیستم ایمنی و داروهای بیولوژیک سیستمیک درمان میشود
. با این حال، این بررسی جامع جدید نشان میدهد که تغییرات در میکروبیوتای روده - جامعه پیچیده میکروبها در دستگاه گوارش - نقش مهمی در پاتوژنز یا آسیبزایی بیماری ایفا میکند و میتواند اهداف درمانی جدیدی را ارائه دهد.
درک محور روده-پوست
این بررسی مفهوم محور روده-پوست، یک شبکه ارتباطی که در آن میکروبهای روده بر پاسخهای ایمنی و التهاب در اندامهای دور، از جمله پوست، تأثیر میگذارند، را آشکار میکند. عدم تعادل میکروبیوم - که به عنوان «دیسبیوز» شناخته میشود - میتواند هومئوستاز ایمنی را مختل و التهاب مزمن مشخصه پسوریازیس را تشدید کند.
دانشمندان مشاهده کردهاند که افراد مبتلا به پسوریازیس اغلب کاهش تنوع باکتریهای مفید روده را نشان میدهند، به ویژه آنهایی که اسیدهای چرب زنجیره کوتاه مانند بوتیرات تولید میکنند، مولکولی که برای حفظ یکپارچگی سد روده و تنظیم سلولهای ایمنی بسیار مهم است. این اختلالات میتوانند مسیرهای التهابی دخیل در پسوریازیس و بیماریهای مرتبط مانند بیماریهای قلبی عروقی را تقویت کنند.
الگوهای میکروبیوم روده در بیماران پسوریازیس
مطالعات متعدد بررسی شده، اثر انگشتهای میکروبی متمایزی را در افراد مبتلا به پسوریازیس در مقایسه با افراد سالم نشان میدهند، از جمله تغییر در تعادل گروههای اصلی باکتریایی و گونههای خاص مرتبط با التهاب. اگرچه روشها و یافتهها متفاوت است، اما تصویر کلی نشان میدهد که پسوریازیس با یک اکوسیستم روده تغییر یافته مرتبط است که ممکن است التهاب سیستمیک و نقص ایمنی را تحریک کند.
نکته مهم این است که این درک جدید، پسوریازیس را نه تنها به عنوان یک اختلال پوستی، بلکه به عنوان یک بیماری سیستمیک با اجزای ایمنی و میکروبی، دوباره تعریف میکند - که دری را برای استراتژیهای درمانی یکپارچه که فراتر از پوستشناسی سنتی هستند، باز میکند.
پیامدهای درمانی: پروبیوتیکها، بیولوژیکها و پیوند میکروبیوتا
این بررسی چندین مسیر امیدوارکننده برای درمان را برجسته میکند:
- پروبیوتیکها و پریبیوتیکها: آزمایشهای بالینی نشان دادهاند که برخی از باکتریهای مفید - در صورت تجویز خوراکی - میتوانند شدت پسوریازیس را کاهش دهند و نشانگرهای التهاب سیستمیک را تعدیل کنند و این یافته نشان میدهد خود میکروبها ممکن است بخشی از درمان استاندارد باشند.
- داروهای بیولوژیک: فراتر از اثرات ایمونولوژیکی آنها، به نظر میرسد برخی از عوامل بیولوژیک (مانند مهارکنندههای IL-17 و TNF-α) جوامع میکروبی روده را تغییر شکل میدهند که احتمالاً به مزایای درمانی آنها کمک میکند.
پیوند میکروبیوتای مدفوع (FMT) :مطالعات موردی اولیه و کاوشهای کوچک دربارهFMT - درمانی که میکروبهای اهداکننده سالم را به روده گیرنده وارد میکند - پتانسیل تسکین علائم را نشان میدهند، اگرچه هنوز به آزمایشهای بالینی بزرگتری نیاز است.
مسیرها و چالشهای آینده
نویسندگان این بررسی تأکید میکنند که با وجود بینشهای هیجانانگیز، شکافهای تحقیقاتی قابل توجهی باقی مانده است. استانداردسازی روشهای پروفایل میکروبیوم، شناسایی سویههای میکروبی عامل بیماری و درک تنوع فردی در پاسخهای میکروبی، چالشهای کلیدی برای تبدیل تحقیقات به عمل بالینی هستند.
با این وجود، دانشمندان با قرار دادن میکروبیوم روده در کانون پژوهشهای پسوریازیس، راه را برای درمانهای دقیق هموار میکنند که میتواند نتایج را برای کسانی که به درمانهای موجود به اندازه کافی پاسخ نمیدهند، بهبود بخشد.
منبع: https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S2405844025000520?__cf_chl_tk=lagKbs9M..e9_qidyMrAGM0j.SFQRUfv_9yBkXLGAIA-1771694311-1.0.1.1-mqUGvbxnK20r8CXbosKyiZgUYpCOsx2xn.omIudwi4o
ارسال نظر