اسکنهای مغزی الگوهای عصبی پنهان دیر زبان باز کردن کودکان را آشکار میکنند
یک بررسی جامع سیستماتیک نشان میدهد که کودکان نوپایی که دیر زبان باز میکنند، فقط در این رفتار دچار تأخیر نیستند - مغز آنها زبان را به طور متفاوتی پردازش و سیمکشی میکند و به این ترتیب درهای جدیدی را به تشخیص زودهنگام این عارضه گشوده میشود.
به گزارش علمخوان، دهههاست که توصیه به والدین کودکان نوپایی که کلمات کمتری نسبت به همسالان خود بیان میکنند، «صبر و انتظار» بوده است.
در حالی که تقریباً نیمی از همه «کودکانی که دیر زبان باز میکنند» - کودکان نوپایی که تا دو سالگی واژگان بیانی محدودی دارند - در نهایت به همسالان خود میرسند، بخش قابل توجهی از آنها با اختلالات زبانی مداوم، مشکلات خواندن یا ناتوانیهای یادگیری مواجه میشوند.
اکنون، یک بررسی عمده از تحقیقات تصویربرداری مغز و امواج مغزی نشان میدهد که دیر زبان باز کردن با تفاوتهای متمایز و قابل اندازهگیری در ساختار، عملکرد و سرعت پردازش مغز مرتبط است.
پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی تهران و همکاران بینالمللیشان به طور سیستماتیک 16 مطالعه شامل بیش از 500 کودک را تجزیه و تحلیل کردند. هدف آنها: ترکیب همه چیزهایی که تصویربرداری مغز (MRI) و الکتروفیزیولوژی (EEG) میتوانند در مورد اینکه چرا برخی از کودکان نوپا در زبان باز کردن مشکل دارند، به ما بگویند.
در مغز کودکانی که دیر به حرف میآیند چه اتفاقی میافتد؟
پژوهشگران با ترکیب دادههای تصویربرداری تشدید مغناطیسی یا امآرآی (MRI) و الکتروانسفالوگرافی یا نوار مغز (EEG) دریافتند که صحبت کردن دیرهنگام شامل یک اثر پیچیده و موجی در شبکههای زبانی مغز است، نه یک مسئله جداگانه.
۱- تفاوت در شنوایی و پردازش صداها (مطالعات EEG)
- نقصان حافظه صوتی کوتاه مدت: مطالعات امواج مغزی نشان داد که کودکانی که دیر به حرف میآیند، اغلب برای حفظ جزئیات شنیداری در دورههای کوتاه تلاش میکنند. هنگامی که در معرض صداهای تکراری قرار میگیرند، مغز آنها وقتی که صداها از هم فاصله بیشتری داشتند، پاسخ خودکار «شناسایی تغییر»کاهش یافته یا از بین رفته را نشان داد. ) معروف به منفی بودن عدم تطابق یا MMN)
- سیگنالهای محلی بیشفعال: کودکان نوپا با تأخیر زبانی اغلب قدرت گامای پیشانی (نوعی موج مغزی با فرکانس سریع مرتبط با تلاش برای پردازش) بالاتری را نشان میدهند.
-مشکل در نگاشت کلمات به معنی: پاسخهای امواج مغزی مرتبط با تشخیص صداهای کلمات (واجشناسی) و اتصال کلمات به معانی آنها (واژگانی-معنایی) در کودکانی که سابقه دیر صحبت کردن داشتند، به طور مداوم تغییر یافته یا به تأخیر افتاده بود.
۲. تفاوتهای ساختاری و ارتباطی (مطالعات امآرآی)
-کاهش حجم ماده خاکستری: اسکنهای امآرآی نشان داد که افرادی که دیر صحبت میکنند، اغلب حجم ماده خاکستری کوچکتر یا لایههای قشری نازکتری در نواحی کلیدی سمت چپ مغز (مرکز اصلی زبان) از جمله شکنجهای گیجگاهی میانی و فوقانی دارند.
-جابهجایی به سمت مغز راست: به طور معمول، پردازش زبان به شدت توسط مغز چپ غالب است. با این حال، اسکنهای امآرآی عملکردی نشان دادند که افرادی که دیر صحبت میکنند، بیشتر احتمال دارد که برای پردازش گفتار به مناطق مغز نیمکره راست متکی باشند.
-ضعف «سیمکشی» مغز: تصویربرداری انتشار، کاهش اتصال ماده سفید - کابلهای داده پرسرعت مغز - که مراکز کلیدی درک و تولید گفتار را به هم متصل میکنند، و همچنین کاهش ادغام بین ساختارهای عمیقتر مغز مانند تالاموس و جسم مخطط را نشان داد.
اهمیت این تحقیق
از نظر تاریخی، پزشکان مجبور بودهاند برای تصمیمگیری در مورد نیاز کودک نوپا به درمان، کاملاً به ارزیابیهای مشاهدهای - شمارش کلمات گفتاری کودک یا ارزیابی میزان پیروی او از دستورالعملها - تکیه کنند. با این حال، آزمایشهای رفتاری نمیتوانند به راحتی نشان دهند که چرا کودک در حال تقلا است یا با قطعیت پیشبینی کنند که چه کسی به او خواهد رسید («شکوفایی دیرهنگام») و چه کسی به تقلا ادامه خواهد داد.
این بررسی نشان میدهد که چگونه نشانگرهای زیستی عینی مبتنی بر مغز میتوانند مراقبتهای دوران کودکی را اساساً تغییر دهند:
یک- شناسایی زودهنگام: سیگنالهای عصبی میتوانند تفاوتهای پردازش صدا را در نوزادی یا نوپایی، قبل از اینکه حتی انتظار برود کودک روان صحبت کند، تشخیص دهند.
دو- پیشبینی نتیجه: نشان داده شده است که برخی از الگوهای اولیه موج مغزی (مانند پاسخهای تمایز صدا در سن 3 سالگی) تواناییهای زبانی کودک را سالها بعد در سن مدرسه پیشبینی میکنند.
سه- درمانهای هدفمند: درک اینکه آیا تأخیر کودک ناشی از حافظه شنوایی، برنامهریزی حرکتی یا نقشهبرداری معنایی است، به آسیبشناسان گفتار و زبان اجازه میدهد تا مداخلات را با مسیر عصبی خاص درگیر تنظیم کنند.
قدم بعدی چیست؟
در حالی که این اکتشافات، طرح نویدبخشی برای پزشکی دقیق ارائه میدهند، این پژوهشگران تأکید میکنند که اسکن امآرآی مغز و نواز مغز هنوز برای استفاده به عنوان ابزارهای تشخیصی معمول در کلینیکهای امروزی برای این منظور آماده نیستند.
بیشتر مطالعات فعلی نسبتاً کوچک هستند و گروههایی از کودکان را در مقاطع زمانی واحد بررسی میکنند. قبل از اینکه پزشکان بتوانند از کلاهک نوار مغزی اسکن امآرآی ابرای تشخیص یک کودک دو ساله استفاده کنند، مطالعات طولانیمدت و در مقیاس بزرگ برای ردیابی دقیق همان کودکان از نوزادی تا دبستان مورد نیاز است.
با این وجود، این تحقیق نشاندهندهی یک تغییر اساسی است: دیر حرف زدن نه تنها به عنوان یک تأخیر رفتاری موقت، بلکه به عنوان یک واگرایی فعال رشد عصبی درک میشود - واگراییای که علم مغز بیش از هر زمان دیگری به پیشبینی و پشتیبانی از آن نزدیک شده است.
منبع:
https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S0278584626001168?via%3Dihub
ارسال نظر