روانگردانها به عنوان درمانهای بالقوه برای اختلالات عصبی روانی توجه علمی را به خود جلب کردهاند
مجموعه رو به رشدی از شواهد علمی، پژوهشگران بر آن داشته است تا توان بالقوه مواد روانگردان (psychedelics) را برای درمان بیماریهای عصبی و روانی مورد بررسی مجدد قرار دهند.
به گزارش علمخوان، پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی تهران و موسسات همکار در این تحقیق به بررسی این موضوع پرداختهاند که آیا علاقه مجدد به روانگردانها صرفاً تصادف است یا یک تغییر واقعی در نحوه درک و درمان اختلالات مغزی.
این مطالعه، تحقیقات تاریخی و معاصر در مورد روانگردانهای کلاسیک، از جمله سیلوسایبین، اسید لیزرژیک دی اتیل آمید (LSD) و دی متیل تریپتامین (DMT) را بررسی میکند. این ترکیبات که زمانی به دلیل محدودیتهای قانونی و انگ اجتماعی تا حد زیادی کنار گذاشته میشدند، اکنون در محیطهای بالینی کنترلشده برای بررسی فواید بالقوه آنها در شرایطی مانند افسردگی، اضطراب، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، اختلالات مصرف مواد و برخی بیماریهای عصبی مورد بررسی قرار میگیرند.
به گفته این پژوهشگران، روانگردانها در درجه اول بر گیرندههای سروتونین در مغز - به ویژه گیرنده 5-HT2A - تأثیر میگذارند و منجر به تغییراتی در اتصال عصبی و افزایش انعطافپذیری مغز میشوند. این اثرات ممکن است به توضیح این موضوع کمک کند که چرا برخی از بیماران، برخلاف داروهای مرسوم که اغلب نیاز به مصرف طولانی مدت روزانه دارند، پس از تنها یک یا چند جلسه درمان تحت نظارت، تسکین سریع و طولانی مدت علائم را تجربه میکنند.
فراتر از روانپزشکی، این بررسی شواهد نوظهوری را برجسته میکند که نشاندهنده کاربردهای بالقوه عصبی هستند. روانگردانها با افزایش انعطافپذیری عصبی و اختلال در مدارهای مغزی ناسازگار، ممکن است راههای درمانی جدیدی را برای اختلالاتی که با الگوهای عصبی سفت و سخت مشخص میشوند، مانند بیماریهای درد مزمن و بیماریهای نورودژنراتیو، ارائه دهند. در حالی که بسیاری از این شواهد هنوز مقدماتی هستند، این پژوهشگران استدلال میکنند که این شواهد دیدگاههای جدیدی را در مورد مکانیسمهای بیماری و استراتژیهای درمانی به دست میدهند.
این پژوهشگران تأکید میکنند که روانگردانها نباید به عنوان داروهای مستقل، بلکه به عنوان بخشی از یک مدل درمانی گستردهتر در نظر گرفته شوند. حمایت روانی، انتخاب دقیق بیمار و محیطهای بالینی کنترلشده به عنوان عوامل اساسی در دستیابی به نتایج ایمن و مؤثر توصیف میشوند. اهمیت «موقعیت و زمینه» - طرز فکر بیمار و زمینه درمانی - بارها در طول بررسی مورد تأکید قرار گرفته است.
با وجود یافتههای دلگرمکننده، مقاله به چالشهای متعددی اشاره میکند که باید قبل از ادغام گسترده روانگردانها در کاربرد بالینی مورد توجه قرار گیرند. این چالشها شامل موانع نظارتی، کارآزماییهای بالینی تصادفی محدود در مقیاس بزرگ، سوالات حل نشده در مورد ایمنی درازمدت و ملاحظات اخلاقی پیرامون استفاده بالینی است.
به طور کلی، پژوهشگران نتیجه میگیرند که افزایش علاقه به روانگردانها بعید است تصادفی باشد. در عوض، این توجه دوباره نشان دهنده یک تحول گستردهتر در علوم اعصاب و روانپزشکی است - تحولی که به طور فزایندهای به انعطافپذیری مغز، درمان شخصیسازی شده و الگوهای درمانی نوآورانه ارزش میدهد. با گسترش تحقیقات، روانگردانها ممکن است دیدگاه جدیدی را در درمان اختلالات پیچیده عصبی و روانی ایجاد کنند.
منبع: https://link.springer.com/article/10.1007/s12035-025-05097-9
ارسال نظر