سایت دانشگاه | 05 مرداد 1405
EN
logo

علم خوان

دانشگاه علوم پزشکی تهران

  • تاریخ انتشار : 1405/04/05 - 16:29
  • تعداد بازدید کنندگان خبر : 5
  • زمان مطالعه : 2 دقیقه

تحریک عمقی مغز در قشر سینگولیت قدامی اعتیاد به شبه‌افیونی‌ها را کاهش می‌دهد

یک تحقیق جدید نشان می‌دهد که «تحریک عمقی مغز» (DBS) می‌تواند به‌عنوان یک رویکرد درمانی نوین برای مقابله با اعتیاد به داروهای شبه‌افیونی مورد استفاده قرار گیرد.

deep-brain-stimulation

به گزارش علم‌خوان، این پژوهش با تمرکز بر «قشر سینگولیت قدامی» (ACC)، یکی از نواحی کلیدی مغز در تنظیم احساسات، تصمیم‌گیری و پردازش پاداش، نتایج امیدوارکننده‌ای در مدل‌های پیش‌بالینی ارائه کرده است.

اعتیاد به شبه‌افیونی‌ها یا اپیوئیدها نوعی اختلال مصرف مواد است که با رفتارهای وسواسی در جستجوی ماده و نرخ بالای عود (بازگشت) شناخته می‌شود. قشر سینگولیت قدامی نقش مهمی در مدارهای عصبی مرتبط با اعتیاد ایفا می‌کند و بر عواملی مانند ولع مصرف، تکانشگری و درک پاداش مواد مخدر تأثیرگذار است.

 

روش تحقیق

پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی تهران در این تحقیق از مدل حیوانی (موش‌های صحرایی) برای بررسی تأثیر تحریک الکتریکی با فرکانس بالا بر رفتارهای مرتبط با اعتیاد به مورفین استفاده کردند. الکترودهایی در ناحیه ACC کاشته شد و تحریک با فرکانس ۱۳۰ هرتز و شدت‌های مختلف اعمال گردید. اثرات این مداخله در مراحل مختلف اعتیاد شامل اکتساب (یادگیری پاداش ماده)، خاموشی (کاهش رفتار جستجوی ماده) و عود مورد بررسی قرار گرفت.

 

یافته‌های تحقیق

نتایج نشان داد که تحریک عمقی مغز به‌طور قابل توجهی اثرات پاداش‌دهنده مورفین را کاهش می‌دهد. حیوانات تحت درمان تمایل کمتری به محیط‌های مرتبط با مصرف ماده نشان دادند که بیانگر تضعیف رفتارهای اعتیادی است. همچنین، این روش باعث تسریع در فرایند خاموشی رفتارهای وابسته به ماده و کاهش احتمال عود در مواجهه با نشانه‌های مرتبط با مواد مخدر شد.

علاوه بر تغییرات رفتاری، این پژوهش به بررسی مکانیسم‌های عصبی زیربنایی نیز پرداخت. یافته‌ها نشان داد که بیان پروتئین c-Fosکه به‌عنوان شاخصی از فعالیت نورونی شناخته می‌شود—در نواحی کلیدی مرتبط با پاداش و اعتیاد، از جمله هسته اکومبنس و قشر پیش‌پیشانی، کاهش یافته است. این موضوع نشان می‌دهد که DBS می‌تواند فعالیت بیش‌ازحد مدارهای عصبی مرتبط با ولع و پاداش را مهار کند.

نکته قابل توجه این بود که اثرات DBS به شدت تحریک وابسته بود. شدت‌های بالاتر نه‌تنها رفتارهای اعتیادی را بیشتر بهبود بخشید، بلکه به بازیابی عملکرد شناختی و فعالیت حرکتی که در اثر مصرف مورفین مختل شده بود نیز کمک کرد.

 

نتیجه‌گیری

پژوهشگران تأکید کردند که اگرچه این نتایج در مدل‌های پیش‌بالینی به‌دست آمده‌اند، اما شواهد مهمی برای معرفی ACC به‌عنوان یک هدف مناسب در درمان‌های مبتنی بر تعدیل عصبی (نورومدولاسیون) در اختلال مصرف اوپیوئید فراهم می‌کنند. با توجه به اینکه DBS هم‌اکنون در درمان بیماری‌هایی مانند پارکینسون کاربرد بالینی دارد، استفاده از آن در درمان اعتیاد می‌تواند پیشرفت قابل توجهی محسوب شود.

با این حال، این پژوهشگران بر ضرورت انجام مطالعات بیشتر، به‌ویژه کارآزمایی‌های بالینی در انسان، برای بررسی ایمنی، اثربخشی و تعیین پارامترهای بهینه تحریک تأکید کردند.

این تحقیق گامی مهم در جهت توسعه درمان‌های مبتنی بر مغز برای مقابله با بحران جهانی اعتیاد به اوپیوئیدها به شمار می‌رود.

 

 

منبع: https://www.nature.com/articles/s41598-025-86279-2

  • کد خبر : 324373
کلمات کلیدی
دبیر علم‌خوان | نسیم قرائیان
تهیه کننده:

دبیر علم‌خوان | نسیم قرائیان

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

ارسال نظر

نظر خود را وارد نمایید:

متن درون تصویر را در جعبه متن زیر وارد نمائید *
متن مورد نظر خود را جستجو کنید
تنظیمات پس زمینه