بررسی اثربخشی تحریک مغناطیسی مغز از راه جمجمه در درمان بیاشتهایی عصبی
یافتههای یک بررسی جدید شواهد قابلتوجهی ارائه میدهد مبنی بر اینکه تحریک مغناطیسی مغز از راه جمجمه (TMS) میتواند بهعنوان یک روش درمانی غیرتهاجمی و نویدبخش برای بیماران مبتلا به بیاشتهایی عصبی، یکی از جدیترین و مرگبارترین بیماریهای روانپزشکی مورد استفاده قرار گیرد.
به گزارش علمخوان، بیاشتهایی عصبی با کاهش شدید وزن، اختلال در تصویر بدنی و ترس شدید از افزایش وزن مشخص میشود و بالاترین میزان مرگومیر را در میان اختلالات روانپزشکی دارد. با وجود درمانهای موجود، میزان عود بیماری همچنان بالا است و همین امر ضرورت یافتن روشهای درمانی جدید و مؤثرتر را برجسته میکند.
تحلیل جامع شواهد موجود
در این پژوهش، محققان با انجام یک مرور سیستماتیک و متاآنالیز، دادههای ۱۷ مطالعه را بررسی کردند که از این میان، ۹ مطالعه وارد تحلیل کمی شدند. این بررسی بر اساس استانداردهای علمی بینالمللی انجام شده و دادهها از منابع معتبر گردآوری شدهاند.
در اغلب مطالعات، تحریک بر روی ناحیه قشر پیشپیشانی دورسولترال (DLPFC) انجام شده است؛ بخشی از مغز که در کنترل رفتار، تصمیمگیری و پردازش پاداش نقش دارد و در بیاشتهایی عصبی دچار اختلال میشود.
بهبود قابلتوجه در وزن و علائم بیماری
نتایج نشان داد که استفاده از TMS میتواند به بهبودهای معنادار در شاخصهای جسمی و روانی منجر شود:
- افزایش شاخص توده بدنی (BMI) که نشاندهنده بهبود وضعیت تغذیهای است
- کاهش علائم اصلی اختلالات خوردن بر اساس پرسشنامه EDE-Q
- اثربخشی بیشتر در جلسات با مدت زمان بیش از ۲۰ دقیقه
بهطور کلی، بیماران پس از دریافت این درمان، افزایش وزن قابلتوجهی را تجربه کرده و رفتارهای ناسالم مرتبط با غذا در آنها کاهش یافته است.
مکانیسم عملکرد تحریک مغناطیسی مغز
تحریک مغناطیسی مغز از راه جمجمه (TMS) یک روش غیرتهاجمی است که با استفاده از میدانهای مغناطیسی، فعالیت نورونها را تنظیم میکند. در بیاشتهایی عصبی، این روش به نظر میرسد با افزایش انعطافپذیری عصبی (نوروپلاستیسیته) و اصلاح عملکرد مدارهای مغزی مرتبط با پاداش، اضطراب و خودکنترلی عمل میکند.
این تأثیرات میتوانند به بیماران کمک کنند تا الگوهای رفتاری ناسالم را تغییر داده و کنترل بهتری بر رفتارهای تغذیهای خود داشته باشند.
ایمنی و تحملپذیری
بر اساس یافتهها، TMS روشی ایمن و قابلتحمل است و عوارض جانبی آن معمولاً خفیف و گذرا هستند، مانند سردرد یا احساس ناراحتی در محل تحریک. موارد جدی بسیار نادر گزارش شدهاند.
محدودیتها و مسیرهای آینده
با وجود نتایج امیدوارکننده، پژوهشگران به برخی محدودیتها اشاره کردند:
- کوچک بودن حجم نمونه در بسیاری از مطالعات
- تفاوت در پروتکلهای درمانی و نواحی هدف در مغز
- کمبود دادههای بلندمدت
آنها بر ضرورت انجام کارآزماییهای بالینی بزرگ و تصادفیسازیشده برای تعیین بهترین شرایط درمانی و بررسی اثرات بلندمدت تأکید کردند.
گامی امیدوارکننده در درمان اختلالات خوردن
این مطالعه یکی از جامعترین بررسیها در زمینه استفاده از TMS برای بیاشتهایی عصبی محسوب میشود و نشان میدهد که این روش میتواند بهعنوان مکملی مؤثر در کنار درمانهای موجود، بهویژه برای بیماران مقاوم به درمان، مورد استفاده قرار گیرد.
با پیشرفت روزافزون روشهای مبتنی بر علوم اعصاب، TMS میتواند نقش مهمی در بهبود درمان این اختلال پیچیده ایفا کرده و امید تازهای برای بیماران فراهم کند.
'
منبع: https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC11735571/
ارسال نظر